تبليغاتX
ارغوان و ارغنون

چند وقته میخواستم در مورد این موضوع بنویسم هی نمیشد.البته امشب هم زیاد حالش نیست ولی دوستان هی میگن چرا اپ نمیکنی گفتم یه چیزایی بنویسم.حالا اگه بد شد به بزرگی خودتون ببخشید.

حالا این اعتماد به نفس که هی میگن چیه؟خوردنیه؟پوشیدنیه؟.....

ولی تا جایی که من میدونم خیلی خوبه.البته افراط و تفریطم توش هست.مثلا کسی که زیادی اعتماد به نفس داره بهش میگن مغرور و خود خواه از اون طرف هم اگه خیلی کم باشه بهش میگن بی اراده و اینا.

حالا خب مشکل اینه که بالاخره خوبه یا بده؟

من که باهاش حال میکنم.اگه نبود اینجا نبودم.البته عوامل دیگه ای هم دخیله تو رشد و ترقی ادم ولی اعتماد به نفس نقش بسیار مهمی داره.

اعتماد به نفس برای من سبب شده که برای رسیدن به خواسته ها و ارزوهام بجنگم با موانع سر راهش.و همین جنگیدن ها باعث شده اعتماد به نفسم هم بره بالا.البته شده گاهی به اعتماد به نفسم غره شدم و باعث شده زمین بخورم.ولی هر بار بلند شدم.البته کمک خدا خیلی مهم بوده.

حالا میگم نظر شما در مورد اعتماد به نفس چی بید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:23  توسط ارغوان 
دسته بندي : دل مشغولی هام


کودکی هایم اتاقی ساده بود

قصه ای ، دور اجاقی ساده بود

شب که میشد نقشها جان میگرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

میشدم پروانه خوابم میپرید

خوابهایم اتفاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوچی نبود

بازی ما جفت و طاقی ساده بود

قهر میکردم به شوق اشتی

عشقهایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بودو باقی ساده بود

*قیصر امین پور*

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:10  توسط ارغوان 
دسته بندي : دل مشغولی هام


ای آفتاب آهسته نه پای در حریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است بیدارش کند
………
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی
آنچه بود گناه او من بکشم غرامتش
………
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است
شیشه ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است
………
دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست
نیمی رخ عاشق است و نیمی رخ دوست
این زردی و سرخی که در آن می بینی
زردی رخ عاشق است و سرخی رخ دوست
……
شاخه گل را سراپا چهره تنها نازک است
نازک اندامي که من دارم سراپا نازک است
……..
ترسم نکند لیلی از روی وفا میلی
تا خون دل مجنون از دیده نپالاید
…….
اگرچه عمر کوتاه هم دمی بود
خوشم کاین قطره روزی شبنمی بود
تو ماندی یک شبی شاداب و خرم
نمی ماند به جز یک لحظه شبنم
به گل زین بیشتر زیور چه بخشند؟
به شبنم کار از این بهتر چه بخشند؟

 

این شعر رو یه دوست عزیزی گفتند.منم ازش خواهش کردم،گذاشتم تو وبلاگم.(نه اینکه من شعر و اینا بلد نیستم بگم)

شاعرشم محمد عزیز است.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:39  توسط ارغوان 
دسته بندي : دل مشغولی هام


الان من این مدلی بیدم
Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad
Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad
Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad
Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad Evil Or Very Mad
awend awend awend awend awend awend
awend awend awend awend awend awend
awend awend awend awend awend awend
awend awend awend awend awend awend
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up Shut Up
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone On The Phone
Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking
Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking
Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting
Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting
Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting
Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:53  توسط ارغوان 
دسته بندي : غر غر هام


دیدین گاهی هنگ میکنید ، نمیدونید چی کار کنید.

کاملا تعطیل تعطیل.الان اوضاع من همین طوره.

نه حوصله دارم ، نه حال دارم، نه مخم میکشه، نه....................

با اینکه هزار تا کار ریخته سرم ، ولی اصلا توان و نای انجام هیچ کدومشون رو ندارم.

نیاز به تغییر دارم شاید ، یا به قولی فورمت

خوب بودها ، اگه میشد هر یه مدت مخمون رو فورمت میکردیم ، از اول ویندوزشو میریختیم.چه حالی میداد، همه چیش نو میشد ، از همه مهمتر خود ادم ، نو وشد از اول.تولد دوباره و اینا هست ، همون.

شعر و اینام بلد نیستم ، بگم وگرنه الان حالم جون میده برای شعر گفتن گمونم

یه چند تا وبلاگم نشستم این چند روزه خوندم، هی بدک نبودند.یکیشون جالب بود، خوشمان آمد.

البته از فردا پس فردا سرم شلوغ وشد حسابی، گمونم وقت بی حالی هم نداشته باشم.

دیگه چی میخواستم بگم؟

اهان دلم مسافرتم میخواد شدید.تغییر اب و هوا همیشه خوب بید.

همینا دیگه.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 20:53  توسط ارغوان 
دسته بندي : غر غر هام