تبليغاتX
ارغوان و ارغنون

 

کاش می شد تنهایی ام ، پیدا شود..

کاش می شد زندگی ام ، تنها شود..

کاش می شد گوشه عزلت ذهنم ، بیداد کند..

کاش می شد اشک روان بر گونه ام ، خیس کند ، .. آرام کند ..

کاش می شد درماندگی ام ، محو شود..

کاش می شد ساعت مغزم ، تاک و تیک کند..

کاش می شد ، آنچنان باشم..

کاش می شد بینهایت کاش می شد ، حک کنم..

 

آغاز!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 0:50  توسط ارغوان 
دسته بندي : جو گیر شدگی هام


به نظرتون فلسفه خبر، اتفاق یا معادلها و مترادفهای همین کلمات چیه؟

اصلا خبر و اتفاق باید باشند یا نه؟

یهو یه اتفاق رخ میده یا خبری به آدم میدن، زندگیش کن فیکون میشه.میتونه این خبر یا اتفاق خوب باشه ، میتونه بد باشه ، میتونه عالی باشه ، میتونه افتضاح باشه.

مثلا مثله دوست من ، با خواستگارت تو پارک داری راه میری، بحثم بالا گرفته ، یهو جو گیر میشی و بعدسرعت راه رفتنت رو زیاد میکنی و ........... کله پا میشی.

اونوقت ساقه پات میشکنه، بینی ات ترک میخوره ، میبرندت بیمارستان، عملت میکنند و میگن تا ۳ ماه آینده باید پات تو گچ باشه.

یعنی از تمام زندگیت میوفتی.کارهات ، قرارهات  ، همه چی به هم میریزه و کنسل میشه.

تا اینجا قضیه از هر طرف نگاهش کنید، بده.حالا من داشتم به نکات مثبتشم فکر میکردم.بعضی هاش تا الان خودشو نشون داده ولی به نظرم هنوز زمان لازمه تا بشه فهمید این اتفاق خوب بوده براش یا نه؟!

ولی به هر حال چه خوب ، چه بد ، روند زندگیشو تغییر داده.یکی از دوستان یه جمله ای داره که میگه:

{به نظر منم تغییر یکی از رکن‌های زندگیه. سوال من اینه که چرا معمولا ما اجازه می‌دیم زندگی ما رو تغییر بده، به جای این‌که ما زندگی رو تغییر بدیم؟}

حالا نمیدونم جواب این سوال در این مورد چیه؟یعنی خوده آدم سبب چنین تغییری در زندگیش شده یا زندگی تغییرش داده؟؟!

اصلا میتونه تغییر یه خبر باشه، برای خودمو اصلا میگم.بالاخره دارم میرم سر کار

خب حالا این تغییره بزرگی تو زندگی منه، یعنی تمام روند زندگیم رو تو چند ماه اخیر تغییر میده.اصلا خودمم رو هم تغییر میده.متحول میکنه اگه درست تر بگمش.

در عین حالی که خیلی خیلی از این خبر یا اتفاق خوشحالم ، نمیدونم میتونم از پسش بربیام یا نه؟

اصلا میتونم به راه درست هدایتش کنم؟یعنی این تغییر زندگیمو بهتر میکنه یا بدتر؟؟!

میتونم جوابه اون دوست عزیزم رو این طوری بدم.

به هر حال تغییر رخ میده، حالا یا به دست خودمون یا زندگی.مهم اینه که ما چه شکلی باهاش برخورد کنیم، به کدوم سو هدایتش کنیم، چه شکلی ازش بهره ببریم.چه شکلی برآوردش کنیم ، یعنی بفهمیم که برامون خوب بوده یا بد.اگه خوب بوده سعی کنیم همین طور خوب نگهش داریم و از فوایدش بهره ببریم.اگرم بد بوده، سعی کنیم کاری کنیم که کمترین آسیب رو بهمون بزنه و اگه بشه تغییرشم بدیم.

just this

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:12  توسط ارغوان 
دسته بندي : دل مشغولی هام


تا حالا گشنتون شده؟؟

چرا میخندید، سواله خب.جدا پرسیدم.

گشنتون میشه چی کار میکنید؟میرید سره یخچال؟میرید رستوران؟

اصلا گشنگی یعنی چی؟تشنگی هم بگید خوب میشه ها

اصولا هوسه چی میکنید؟غذای سنتی، فرنگی، فست فود؟

اصلا آشپزی بلدید؟چرا بلدید؟اصلا لازمه بلد باشید؟

چرا غذایه مامانتون از همه جا خوشمزه تره؟

چرا دستپخته خودتون رو دوست دارید؟

چقدر میخورید؟تا جایی که دیگه نتونید نفس بکشید؟

چرا همه دوست دارن بخورن؟

اصلا خوردن خوبه؟بده؟از وسط به دو طرفه؟

غذای مورد علاقتون چیه؟اگه یه مدت نخورینش چی میشه؟

حالا یه چیز دیگه، شام بهتره یا ناهار؟

 

اینم از اون آپ هاست ها.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 4:11  توسط ارغوان 
دسته بندي : دل مشغولی هام


نمیدونم به این چی میگن، منظورم حسادته ، یک احساس، یک حالت ، یک روش ،یک رفتار....

هر چی هست ، پدیده ای بس غریب است، ....

وقتی بالا میزنه، بیچاره میکنه آدم رو ، دیگه هیچ چیز جلودار این بشر دوپا نمیتونه بشه،....

تا طرف مقابلش رو از میدون به در نکنه ، جای پایه خودشو باز نکنه ، از پا نمیشینه....

جالبه ها....

چه میکنه این بشر دو پا....

میگم وقتی میتونه برای یک حس کوچیک ( که اکثر مواقع منفی است اونم بسیار منفی) این همه خودشه رو به آب و آتیش میزنه ، چه شکلی هاست که برای هدفههای بزرگتر زندگیش این کار رو نمیکنه؟؟....

یعنی میدونید چیه؟بیشتر منظورم اینه که از این حس یه مدل دیگه چرا استفاده نمیکنه؟؟....

حسادت ویران کننده رو به رقابت سالم تبدیل کنه....

سخته ها....  ولی ممکنه ....

چنین تبدیلی ، بشر رو از اعماق نیستی و بیهودگی و شکست محض ، به هستی ، بودن و موفقیت می بره.

میدونید از اون حسهایی است که آدم نمیدونه باهاش چی کار کنه....

آمپرش که میره بالا ، صد لیتر آب یخ لازمه که بیاردش پایین...

میگم بچه ها، من دنباله اون صد لیتر آب یخم، کمکم میکنید ، پیداش کنم؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 22:22  توسط ارغوان 
دسته بندي : دل مشغولی هام


نمیخوام آپ کنم ، مشکلی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 13:21  توسط ارغوان 
دسته بندي : غر غر هام